خرید بک لینک
گره زده ایم

به زندگانی امروز
دیروز ناتوان خود را
با دست های سرد
بسته ایم
چشمان نزدیک بین کم سو را
با لنز آرزو
بر افق های مه گرفته فردا
نفس می کشیم مرگ را
ما
مردگان تدریج تاریخ زندگی
تحرک ولرم حیات
مجسم
در باور سیاه روزمرگی

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

باور ندارند

شعورمان را
کسانی که
وام گرفته اند
باورشان را

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

اربعین یعنی چهل اندر عزا

در سلوک عشق آغاز جفا
اربعین یعنی عزا بر زندگان
زندگان مانده از حق حیات
زندگان مردگان

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

تفت می دهند

زیتون سبز را
در تابه های داغ
سرخ سبز
فرا می رسد
از آسمان گسترده ی سپید
ابابیل مرگ
آوار میشود
سجیل درد و رنج
بر فرق مردمان
فرو می غلطد
یک پرچم سفید
با صدای شکستن شاخه ی درخت
تیره می شود
جهان
در پیش چشم مشوش انسان ها

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

فرو می بلعد

در پهنه ی جهان

دهان طمع

فقر سفره را

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

انبوه بی احساس انسان ها

جمع همه تفریق
حجم تهی ی فقر
آماس فهم ذهن
من در کدامین گفتمان هستم
در اینک تاریخ

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

سخت است شاعری

هر چند آسان
در موسم عشق و امید و درد
شعر
سهلی ست ممتنع
دشوار بی پایان

نبود، اگر
درد
استقبال می کردیم
مرگ را
بی هیچ واهمه

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

حد زمان من

بین من و فردای نسل تو
مرز مکان "تو"
جایی که "من" هستم
کوتاه سقف بودن انسان
تا ارتفاع نیلگون مرگ
دنیای ما کوچکتر از آنچه
همواره می گردیم
در جستجوی آن!!

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

درد است شعر اینجا با این گسل های همه برزخ ایستاده، اوج قله ی امکان بی جا اینجا یک عده ی قلیل در ژرف اندوه فراموشی بیچاره و مضطر انبوه انسان ها بی قید، اندک مردم مطرحدر صحنه ی قدرت با حرف های پوچ و بی معنا تکرار های خالی از انجام یک انحراف کوچک آغاز پشت کبود میله ها بی نام انسان دانشخواه خود بنیاد سگ ها غذاشان یونجه و کاه است در آخور خرها گوشت لذیذ و استخوان گرم شب ها همه رویای ما وارونه می تابد در گنبد وارونه ی دوار سرمایه گشته حاکم مطلق انسان شده برده خدمتگزار معبد تثلیث حاکم شده سردار نابینا دجال با یک سراب و چشم و یک ایده ""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

پاییز می شویم با برگ های زرد آواره زیر گام های عابر خسته کوتاه عمر ما چون برگ های خشک آرام می شویم در فصل سرمای زمستانه همراه سوز سرد در خواب می شویم با بستری پر از خس و خاشاک پنهان درون برف سر می کشیم هنگامه ی بهار در جان صد گیاه سبز می شویم در جنگل و هر بیشه و صحرا عطر می شویم از وحشی گل های کوهستاندر بین کوچه باغ های خاکستری نغمه های سبز صد رنگ می شویم صد فهم و صد باور جان دوباره می دهیم انسان خسته را با یک نسیم شاعرانه در شب مهتاب از عطر خوش آهنگ یک واژه و خاطرات روزهای پاک ""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 5:54

صفحه بندی